تبليغاتX
دلم تنگه...

دلم تنگه...

فقط واسه زندگیم(رز)

واسه رز جونم واسه نفسم

سلام عزیزم

اسمم رو گذاشتم عاشق؟

واقعا واسه خودم متاسفم

یادته دفعه اول اومدی تو همین جا واسم نظر گذاشتی؟دفعه اول همین جا بود چه ساده شروع شد فک میکردم تو ام مثل بقیه ای مثل همیشه باز اشتباه کردم تو با همه فرق داری به خودتم گفتم

امروز تولدم بود

اما....

تو تنها کسی بودی که یادش بود ولی باز من مثل همیشه اشتباه کرم با کارام رنجت دادم اذیتت کردم

الانم نمیدونم با چه رویی این رو میخوام بگم شاید اشکایه رو صورتم باعث بشه باور کنی....

دوست دارم نفسم من و ببخش...:((


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 0:50  توسط alone  | 

دلم تنگه...

سلام به همه رفیقای گلم

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم      گفتی با دل تنگی بخون گفتم میخونم

گفتم که مست و عاشقم دیوونه ی تو      هر شب خرابم گوشه ی میخونه ی تو

گفتی ببندم عهد رو با یاد تو بستم          تاج غرورم را به زیر پات شکستم

گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم        چون ساغی هر شب می کش میخونه باشم

گفتی که باید خاطرم شرط  باشه            داغ خیال خسته ام خط تو باشه

گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم          چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم

گفتی که دستامو بگیرگفتم میگیرم          گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم

دلم تنگ شده واستون  بیاید نظر بزارید دیگه :(

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 12:26  توسط alone  | 

محمد

اینم یه عکس از جیگرم :

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 16:5  توسط alone  | 

عشق

سلام

باشه دوستای گلم ادامه میدیم

عشقم برگشت پیشم اما.......

اما چه برگشتنی با با هم قرار گذاشتیم که به آیندمون فک نکنیم چون به هم نمیریسیم فقط از الانمون لذت ببریم

وقتی تو آینه به خودم نگاه میکنم یه موجودی رو میبینم که حالم ازش به هم میخوره

تف تو غیرتم برگشتم بهش میگم برو با یه پسر دوست شو تا من و فراموش کنی میدونی یعنی چی؟

وای خدااااااااااااا چقد من بدبختم آخه......

به قول دکتر شریعتی:

اونی رو که دوسش داری دوست نداره اونی که دوست داره دوستش نداری اون دو تایی که هم رو دوست دارن هیچ وقت به هم نمیرسن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 1:38  توسط alone  | 

نظر سنجی

سلام بچه ها خوبید؟

ببخشید چند وقتی نبودم و غزل خانوم اذیتتون کرد

میخواستم ببینم با کدوم گزینه موافقید تا تصمیم بگیرم این وبلاگ رو ادامه بدم یا نه

1.به هیچ وجه ادامه پیدا نکنه

2.ادامه داشته باشه ولی با تغییر موضوع

3.ادامه پیدا کنه با همین موضوع

خوشحال میشم نظر بدین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 12:18  توسط alone  | 

از من بپرس

قصه عجیب و غریب من از من بپرس.................مرگ با ضریب صد از من بپرس

داری شبایه خیلی خوبی تو زندگیت.........................رنگ شبای بد از من بپرس

اتفاقات عجیب از من بپرس...............................خنده با طعم جدید از من بپرس

درد من و تو فقط گرسنگی نیست.....................حس یه درد شدید از من بپرس

اشکات خرج لحظات تنهاییاته.....................هر کسی به قد خودش تنهایی داره

بهرام بیشتر از خودش تنها شد آره...............طعم خوب تنهایی رو از من بپرس

گرمی تو از گرمیه نور خورشید................کلی کتاب و ورق داری تو کوله پشتید

کلی گل خشگل تو باغچه خونت...........................رنگ گلای قالی از من بپرس

دلم پاکه مثل حس تو دل یه خط شعر.....................دقیقا مثل پاکی دل یه بچه

هر کاری میکنم که عقده هام کم شه....................تلاشای بی اثر از من بپرس

زندگی روی باور از من بپرس................................سوت غلط داور از من بپرس

میدونم که خیلی وقت اشک نریختی...........ولی رنگ اشکای مادر از من بپرس

درد یه زخم عمیق از من بپرس...........................جنس آدم کثیف از من بپرس

درد حضرت مسیح و معماهای عحیب................فرق جدید و قدیم از من بپرس

گلایی که میشه چید از من بپرس....................حرمت ریش سفید از من بپرس 

میدونم چشم تو هم خیلی چیزا دیده....ولی چیزی که نمیشه دید از من بپرس

بهرام (آلبوم سکوت)


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 14:53  توسط alone  | 

خاطره

به نام خدای عاشقا

سلام دوسای گلم جطورین خوبید خوشید سلامتید اگه از حال ما هم می پرسید بد نیستیم میگذره.

گفتم یه چند تا خاطره بنویسیم دلمون وا شه البت با قبلی فرق داره یه کم طنزه(چه باحال دلتنگی و طنز؟؟؟؟؟؟)

پس هرکی مایله بره ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 11:19  توسط alone  | 

کربلا

بسم رب الحسین(ع)

حرم الله عرش اعلا....کربلا قبله عاشق شیدا

بی نظیری تک م تنها.....بهترین نقطه دیدنی دنیا

به خدا مرکز ثقل عالمینی.....ملک پادشاهی آقام حسینی

کاشکی پر بگیرم تو آسمونت....تا بشم کفتر بین الحرمینی

مالک این دلم تویی....تموم حاصلم توییی

میکشی آخر از غمت....عمری قاتلم تویی

ای نگارم کس و کارم....آقا جون آرزو شیش گوشه دارم

عشق زینب ای قرارم....غیره هیئت جایی ندارم

میدونم از بدیام قلب تو خونه......کن حلالم آقا نوکرت جوونه

تو هیئتا میشم مجنون عشق.....ذکر مجنون حا و سین و یا و نونه

دلبر و دلربا تویی...هستی نوکرا تویی

عاشق تو منم..... حضرت سر جدا تویی


منم حال و هوای نینوا...........منم بال و پرای کفترا

گریه ها میون بین الحرمین..........منم خاطره های کربلا

بیا یک باره دیگه غمم بده...........بیا با کبوترات پرم بده

بیا حاجت من روا بکن........... جون مادرت بهم حرم بده

کربلا سلام بشنو این کلام....عشق من حسین شده وسلام

بیام و با روضه هاب بی کلام......با ادب محضر تو بدم سلام

هرکی نشناخته من بگم براش.....یکی از کبوترای کربلام

شمعه بی جونم و سو سو میزنم....تا به کی به این و اون رو بزنم

یکی از شبا تو رویا میدیدم.. ....اومدم صحن تو جارو میزنم

کربلا سلام دعا کن برام.....من کبوتر گنبد طلام

کربلا دلم بهونه گیر شده......از همه مردم دنیا سیر شده 

میدونی یعقوب انتظار دلم.....دیگه از فراق و دوری پیر شده

عشق تو سرشت تو آب گلم.....پر نمیشه جای خالیت تو دلم

کربلا سلام بگو من کجام....چرا دورم از حرم آقام


پ.ن از همتون عاجزانه خواهش میکنم واسم دعا کنید کارایه پایان خدمتم درست بشه واقعا دارم از فراق کربلا میمیرم 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 14:49  توسط alone  | 

دلتنگی

به نام حضرت عشق

سلام دوستای گلم

بعضیاتون در مورد اینکه چرا اسم وبلاگم دلتنگی یه چیزیایی میدونید اما خیلی هاتون نمیدونم میخوام باهتون در این مورد بنویسم:

از اولش میگم:

11/10/89 ساعت تغریبا 6 بود دوستم  مهران که خیلی دوسش دارم بهم ز زد گفت بیا بریم بیرون گفتم باشه سریع حاظر شدم رفتم که با بریم بیرون.

مثل همیشه اون حرف میزد من گوش میدادم شروع کرد به حرف زدن از gf اش مثل همیشه اما رفتارش با من فرق کرده بود به من میگفت داداش خیلی هم خوشحال بود آخه تازه با این دختره آشنا شده بود.

با هم رفتیم سرسبیل(اسم یه خیابونه)یه چرخی زدیم تا دم خونه مادر بزرگش بردمش بد رفتم سمت خونمون وسط راه ز زد که فردا بیا با هم بریم مولوی سنجاب بخرم اما من گفتم فردا میخوام برم سر کار نمیتونم بیام گفت باشه بعدا میریم.

من تو این چن روز یعنی تا 14 دی حال هوایه خاصی داشتم آخه 16 دی تولد عشقم بود 26 دی هم تولد خودم.

14 دی بود صبح ماشین رو ورداشتم با داداشیم رفتیم سرکار ظهر بود به مهران اس ام اس دادم که سنجاب خریدی اما جواب نداد گفتم حتما کار داره ساعت 7 شب بود خسته و کوفته اما رویه باز اومدم خونه دیدم مامانم اخم عجیبی کرده حلشم اصلا خوب نیست نشسته منتظر من بهم یه حرفی زد تا آخر عمرم یادم نمیره گفت انتخاب کن یا باید اون دوست داشته باشی یا جات تو این خونه نیست واقعها من جا خوردم از اینکه از کجا از رابطه ی من خبر دار شده از اینکه همچین حرفی زده منم بدبختم هیچ راهی نداشتم آخه مامانم مریضی قلبی داره رو منم حساسه داشتم دیوونه میشدم نمیفهمیدم دور برم جه خبره حالم خیلی بد بود کلی گریه کردم دیگه نفسم بالا نمیومد طرفایه 3 بود خوابم برد تصمیم گرفتم از فرداش سرکارم نرم اما کاشکی همین جا تموم میشد....

ساعت 8صبح با صدایه ویبره گوشیم از خواب بیدار شدم دیدم شماره ناشناسه اما صدا واسم آشنا بود دوستم بهنام بود چشام وا نمیشد با خودم گفتم حتما میگه بیا بریم بیرون اما گفت یه اتفاقی افتاده پاشو بیا سر کوچه مهرانینا گفتم چی شده گفت بیا میفهمی قطع کرد از جام پریدم گیج گیج دوییدم یه لباس پیدا کردم پوشیدم دوباره ز زدم به بهنام قسمش دادم که چی شده بازم نگفت گفت فقط بیا..

واقعا داشتم سکته میکردم یه ماشین پیدا کردم سوار شدم نزدیکایه کوچشون دیدم سر کوچه یه هجره گذاشتن یه عکس روش بود نزدیکتر که میشدیم میدیم که عکس آشناست آره عکس مهران روش بود دستام میلرزید پاهام میلرزید 10 قدم راه از اینور خیابون تا اونورش بود این 10 قدم 1 سال واسم گذشت دیدم چند تا از دوستام کنار هجره وایسادن کشیدمشون به فحش واقعا دست خودم نبود هیچی نمیفهمیدم گفتم این شوخیا چیه جمش کنید اما شوخیم نبود واقعا مهران مرده بود رفتیم سمت خونشون با صدایه گریه مادرش به خودم اومدم از دوستام پرسیدم دفنش نکردن هنوز؟گفتن 3 روزه مرده این خبر از خبر مردنش واسم سختتر بود یغش رو گرفتم با گریه گفتم واسه چی به من نگفتی؟گفتش ماهم نیم ساعته فهمیدیم...

اون روز مراسم سومش بود به خاطر همین میخواستن برن سر قبرش ما هم رفتیم هنوز باورم نمیشد با خودم میگفتم من خوابم الان بیدار میشم اما خوابم نبودم رسیدیم سر قبرش باورم شد مرده...

من تو زندگیم به کسی حسودیم نشده بود واسه اولین بار حسودیم شد به مهران حسودیم میشد که انقد راحت اون پایین خوابیده.

از خدا میخوام که قبل از اینکه از دوره بریام سی بمیره قبلش من مرده باشم تحمل دوری از مردن سختره.

الانم من دلم تنگ شده واسه مهران واسه عشقم واسه خودم الان چند وقتیه خودم هم نمیشناسم.


پ.ن:اگه میتونید یه فاتحه واسه مهران بخونید

پ.ن:ببخشید با حرفای بی ارزشم سرتون درد میارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 2:7  توسط alone  | 

بزن زیر گریه

به نام حضرت عشق

سلام دوستای گلم

امرو متن و لینک دانلود یه آهنگی رو میزارم که خودم دیوونشم این آهنگ رو رضا شیری خونده قدیمی ولی اگه گوش ندادین حتما دانلود کنید ارزشش رو داره

نزار امشبم با یه بغض سر بشه..........بزن زیر گریه چشات تر بشه

بزار چشمات خیلی آروم رو هم.........بزن زیر گریه سبکشی یه کم

یه امشب غرور بزارش کنار.........اگه ابری هستی با لذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که.........نریز غصه هات تو قلبت دیگه

غرورت نزار دیگه خستت کنه.........اگه نیست باید دل شکستت کنه

نمیتونی پنهون کنی داغونی.........نمیتونی یادش نباشی به این آسونی

هنوز عاشقی و دوسش داری تو.........نشونش بده اشکایه جاری تو

اینم لینکش:

http://deletangi.persiangig.com/audio/reza%20shiri%20bezan%20zire%20gerie.mp3

اینم آهنگ ساعتهایه نرگال واقها خیلی خیلی قشنگه پیشنهاد میکنم گوش بدین

http://l.bia2rap27.com/Full/Sina/Saatha_128.zip

اینم آهنگ جدیده 2afm

http://l.bia2rap27.com/Full/Armin/2afm_Khosh-Behalet_128.mp3

ان آدرس ها رو کپی کنی تو قسمت آدرس مرورگرتون یا با برنامه دانلود منجر یا...دانلود کتید


پ.ن:رضا شیری رو مجبور شدم خودم آپ کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:19  توسط alone  |